تبلیغات
مسافر

مسافر
فراموش نكنید مسافر هستیم پس كاری كنیم كه به استقبالمان بیایند....
قالب وبلاگ
مثل همیشه دو سه روز اول به سمت ضریح  نمی رفتم . صبح روز سوم نماز رو با مخلفات خواندم و گشتی تو صحن انقلاب زدم و رفتم به سمت ضریح . آداب زیارت رو انجام دادم وبه ضریح خوشكل امام رضا رسیدم . شلوغ شلوغ بود دوست داشتم ضریح رو تو بغل بگیرم ولی ازدحام جمعیت... نزدیك ضریح وایسیدم و بیاد آوردم سفر كربلا رو . اونجا هر موقع میرفتی سمت ضریح جوجه پر نمی زد راحت ضریح رو در آغوش میگرفتی ولی امام رضا همیشه و همیشه شلوغ. در همین فكرا بودم كه یه اتفاق مهمی افتاد پشت سرم رو نگاه كردم دیدم دارن در ورودی رو میبندن و مردم رو از در خروجی بیرون میكنن پس از پرس و جو فهمیدم میخان اونجا رو خالی كنن واسه تمیز كردن. به فكرم زد كه برم یه گوشه ای و الكی برم تو حس وحال تا همه برن  رفتم یه گوشه ای نشستم و سرم رو گذاشتم رو پام و خودم رو زدم به كوچه علی چپ. هر از گاهی هم یواشكی نگاه میكردم چه خبره .بعضی خادما كه  میومدن بالای سرم منم پیاز داغشو(حس وحال منظورم ) زیاد میكردم و دلش میسوخت و می رفت. یواش یواش جمعیت اطراف ضریح میشد یه رقمی.سه چهار نفری مونده بودیم دیگه از جام بلند شده بودم در حال چاهنه زنی با خادم : جارو زدن بلدما. واستون دستمال میكشم و... ولی اثر نداشت . من بودم و ضریح اما رضا . بیاد كربلا ضریح امام رضا رو در آغوش گرفتم و جای همتون خالی. ما هی میرفتیم تو حس. خادم ها هم داشتن ما رو به زور بیرو ن میكردن. خلاصه خیلیییییییییییییی حال داد. السلام علیك یا امام رضای غریب



[ یکشنبه 28 آبان 1391 ] [ 10:40 ق.ظ ] [ ] [ نظر لطفا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب